تبليغاتX
محمد مهدی عزیزم
روزنوشت های پدر و مادری درباره پسرشان


- بابا علی اون چی بود که میخوردیم قرمز بود ؟
- نمیدونم
- اون که دونه هاش مث بلال بود ولی توش چوب بود
- نمیدونم
- اون که ترش بود میریختیم تو دستمون یهو میکردیم تو دهنمون
- به خدا نمیدونم . آخه بلال قرمز نداریم
- مامان محمد مهدی : انار ؟
- آره آره انار
خنده هر سه


+ نوشته شده در  جمعه هجدهم تیر 1389ساعت 23:3  توسط علیرضا روحی  |