|
روزنوشت های پدر و مادری درباره پسرشان
|
|
|
|
||||
|
امروز موقع اذان ظهر محمد مهدی یه دفعه دستهاش رو برد بالا و شروع کرد به دعا کردن .
خوب دقت کردیم که ببینیم داره برای چی دعا میکنه. معمولا دعاهاش اینجوریه که "مادرجونم بیاد " یا ..... داشت میگفت : " خدایا یه نی نی ِ کوچولو به ما بده . مماغش کوچولو باشه ، لپش توپولی باشه . "
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 17:17 توسط علیرضا روحی
|
|
|||||
|
|||||